عبد الجليل قزوينى رازى

565

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

هر كه تراويح رمضان به جماعت نكند ملحد باشد . او را گفتم : مصطفى كرد ؟ - گفت : نه ، گفتم : بو بكر كرد ؟ - گفت نه : گفتم : پس لازم آيد اين اجرا در حقّ پيغمبر و صدّيق اكبر ، متحيّر فروماند . آنگه گفتم : چگوئى در شبانروزى چند ركعت نماز فريضه است باجماع مسلمانان ؟ - گفت : هفده ركعت ، گفتم : كه فرموده است ؟ - گفت : خدا ، گفتم : كه آورده است ؟ - گفت : مصطفى ، گفتم : اگر مقدّرا « 1 » سنّى ساويى صلب يا قزوينيى هفتاد سال عمرش برآيد و اين هفده ركعت فريضه بر سبيل تقدير به جماعت نكرده باشد امّا تنها گزارده باشد مسلمان باشد يا ملحد ؟ - گفت : مسلمان و مؤمن و معتقد باشد ، گفتم : اى سبحان اللّه محمّد بهتر از عمر و فريضه از تراويح اوليتر اگر هفتاد سال كسى بىجماعت آن مىكند مؤمن و مسلمانست اگر يك ماه كسى اين نكند ملحد باشد . . . ! ؟ بيچاره ناصبيك بىآلت و خام متحيّر فروماند و مبهوت بماند گفتم : اى بيچاره سنّت بهتر از فريضه مىدانى . . . ؟ عمر را بهتر از مصطفى مىشناسى . . . ؟ تارك جماعت فريضهء خداى را مسلمان مىخوانى ، تارك جماعت تراويح عمر را چرا ملحد مىدانى . . ! ؟ معترف شد و پشيمان گشت و بر مفتيان ناانصاف خود نفرين كرد . پس درست شد كه نافله و سنّت به جماعت در عهد مصطفى نفرموده‌اند تا اگر شيعت نكنند مأثوم و بزه‌كار نباشند ممدوح و مثوّب « 2 » و محمود باشند . و حديث نماز چاشت ؛ بمذهب اهل البيت نكنند چنان كه ناصبيان نماز رسول و اعرابى و نماز على و فاطمه و نماز جعفر و غير آن از سنّتها هرگز نكنند بخصومت رافضيان ، شيعت نيز نماز چاشت نكنند بخصومت ناصبيان ؛ وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى « 3 » . آنگه گفته است : « فضيحت سى و يكم - رافضى گويد : بر خداى تعالى واجبست كه امام راها دارد « 4 » در هرزمانه‌اى كه اگر امام‌ها ندارد « 5 » اخلال بواجب كرده باشد

--> ( 1 ) - يعنى فرضا و بر سبيل تقدير . ( 2 ) - كذا در همهء نسخ پس « مثوب » اسم مفعول است از « ثوّب اللّه زيدا مثوبته تثويبا - أعطاه اياها » بمعنى مثاب اسم مفعول از « أثابه اللّه اثابة جازاه ، و الرجل مثوبته - أعطاه اياها » . ( 3 ) - ذيل آيهء 47 سورهء مباركهء طه . ( 4 ) - م ب : « امامها دارد » ح د : « امام فرادارد » . ( 5 ) - م ب : « امامها ندارد » ح د : « فراندارد » و -